close
چت روم
داستان های کوتاه
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • دانلود فیلم The Battleship Island 2017 جزیره جنگی با زیرنویس فارسی

    دانلود فیلم The Battleship Island 2017 جزیره جنگی با زیرنویس فارسی

  • دانلود انیمیشن خانه Home 2015 با دوبله فارسی

    دانلود انیمیشن خانه Home 2015 با دوبله فارسی

  • دانلود انیمیشن تیزپا Bolt 2008 دوبله فارسی

    دانلود انیمیشن تیزپا Bolt 2008 دوبله فارسی

  • دانلود فیلم Renegades 2017 خائنان با زیرنویس فارسی

    دانلود فیلم Renegades 2017 خائنان با زیرنویس فارسی

  • دانلود فیلم Get Out 2017 برو بیرون با دوبله فارسی

    دانلود فیلم Get Out 2017 برو بیرون با دوبله فارسی

  • دانلود فیلم The Hurt Locker 2008 مهلکه با دوبله فارسی

    دانلود فیلم The Hurt Locker 2008 مهلکه با دوبله فارسی

  • دانلود فیلم Mark Felt 2017 مارک فلت با زیرنویس فارسی

    دانلود فیلم Mark Felt 2017 مارک فلت با زیرنویس فارسی

  • دانلود انیمیشن مدرسه خرگوش ها با دوبله فارسی

    دانلود انیمیشن مدرسه خرگوش ها با دوبله فارسی

روزی شخصی دل درد گرفت و نزد طبیب رفت. او را گفت : شکم من به غایت درد میکند. کمک کن. طبیب او را پرسید : غذا چه خوردی ؟ وی پاسخ داد نان سوخته خوردم. طبیب بعد از مدتی درنگ  و اندیشه ، به او گفت :

این داروی چشم را بگیر و در چشمت بریز. اگر چشم سالم داشتی ، نان سوخته نمیخوردی.....

شخص گفت : مسخرمان کردی؟؟

طبیب گفت ، آری نیشخند. صبر کن برات داروی شکم بیارمزبان

توضیحات بیشتر / دانلود

یا رو لکنت زبون داشته به اورژانس زنگ میزنه که بیان جنازه همسایه شون که مرده رو ببرن!
میگه : اااالو اااوورژانس ،این ههههمسایمووون ممممرده! یک آمبولانس میفرررررستین؟!…
یارو اورژانسیه میگه : آدرستون کجاست؟!
طرف تا میاد آدرس رو بگه زبونش بند میاد میگه: ظظظظظ!!!!
طرف میگه : منظورتون ظفره ؟
طرف میگه : نننننننـــنه!
اورژانسیه فکر می کنه رفته سرکار می خنده و گوشی رو قطع میکنه!
یه هفته بعد همین اتفاق دوباره میفته بازم طرف میگه : آدرستون کجاست؟
باز زبون بنده خدا بند میاد میگه : ظظظظ!!!!
یارو میگه...

توضیحات بیشتر / دانلود

داستان طنز 1 - سیگار

پست شماره 26

ﺩﺧﺘﺮک ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : پدر !
ﺍگه ﯾک ﻧﻔﺮ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ یک ﮐﺎﺭ ﺑﺪﯼ کنه، ﻣﻦ ﭼﯽﮐﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﻨﻢ؟
ﭘﺪﺭ با خنده ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ . این کار رو ترک کن !
دخترک باز ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﮔﻪ ﺭﻭﻡ ﻧﺸﻪ چیکار کنم ؟
پدر با مهربانی ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺧﺐ ﺭﻭﯼ ﯾﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﺑﺬﺍﺭ ﺗﻮﯼ ﺟﯿﺒﺶ تا بخونه!
ﺻﺒﺢ ﮐﻪ پدر ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺁﻣﺎﺩﻩ می شد،...

توضیحات بیشتر / دانلود